تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه

37

قاعده ضمان يد (فارسى)

لا استناداً . . . » « 1 » . سيّد مرتضى رحمه الله در كتاب « انتصار » در مسأله ضمان صنعت‌گران آورده است كه : از جمله مواردى كه مىتوان با عامّه معارضه كرد - چون در كتاب‌هاى روايى و فقهى آن‌ها موجود است - روايتى است كه آن‌ها از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مىكنند كه : « على اليد ما جنت حتّى تؤدّيه » « 2 » و ظاهر عبارت سيّد رحمه الله بيان‌گر آن است كه ايشان اين روايت را مورد استناد قرار نداده‌اند ، بلكه تنها جهت معارضه‌ى با عامّه ذكر كرده است . شيخ طوسى رحمه الله نيز در كتاب « خلاف » در موارد مختلفى - از جمله در بحث غصب ، مسأله 20 - به اين روايت تمسّك كرده است ؛ و در كتاب « مبسوط » نيز اين روايت را نقل كرده است ؛ و ظاهر از نقل خصوص روايات اهل سنّت اين است كه ايشان در مقام احتجاج با عامّه ، روايت را آورده است و نه جهت استناد به آن‌ها . ايشان در ادامه ، هم‌چنين بيان مىدارد : ابن زهره رحمه الله در كتاب « غنيه » در باب غصب و اجاره ، حديث « على اليد » را آورده ، كه ظاهر آن است كه در اين موارد نيز خبر فوق به عنوان استناد ذكر نشده و بلكه در مقام احتجاج با عامّه آورده شده است . ايشان در نهايت مىنويسد : « وقد تفحّصت « نكت النهاية » المنسوبة إلى المحقّق رحمه الله مظانّ إمكان الاستدلال به فلم‌أجده ، مع أنّ تلك الموارد محالّ الإستدلال به لو تمّ سنده ودلالته عنده . كما أنّ الظاهر عدم وجوده فى « المقنع » و « الهداية » و « المراسم » و « الوسيلة » و « جواهرالفقه » . كتاب « نكت النهاية » محقّق رحمه الله را جستجو كردم و در مظانّ امكان

--> ( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 373 . ( 2 ) . اين روايت در چاپ جامعه مدرّسين حوزه علميه قم به صورت « على اليد ما أخذت . . . » آمده است . ر . ك : الإنتصار ، ص 468 .